گالیلو گالیله: هیچ چیزی را نمی توان به کسی یاد داد، ولی می توان به او کمک کرد تا پاسخ ها را از درون خود بیابد....
ویلیام شکسپیر: گذشت زمان بر آنها که منتظر می مانند بسیار کند، بر آنها که می هراسند بسیار تند، بر آنها که به سر خوشی می گذرانند بسیار کوتاه است. اما بر...
ماریو لاگو: من با زمان قرار زندگی مسالمت آمیز گذاشته ام که نه او مرتبا مرا دنبال کند و نه من از او فرار کنم، سرانجام که به هم خواهیم رسید....
ویکتور هوگو: هرگز در ميان موجودات مخلوقي كه براي كبوتر شدن آفريده شده كركس نميشود. اين خصلت در ميان هيچ يك از مخلوقات نيست جز آدميان....
مارک تواین: وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود....
مولوی: بر هر چه همی لرزی میدان که همان ارزی زين روی دل عاشق از عرش فزون باشد....
گالیله: کار کنيد تا همه غصهها و پريشانيهای خود را فراموش کنيد....
فیثاغورث: برای تربيت اراده بهترين زمان ايام جوانی است....
مارک تواین: وقتی جوانتر بودم همه چيز را به خاطر میآوردم، حالا میخواست اتفاق افتاده باشد يا نه!...
گاندی: هيچوقت نمیتوانيد با مشت گرهکرده دست کسی را به گرمی بفشاريد....
یوهان گوته: اگر میدانستند تا كنون چند بار حرفهای ديگران را بد فهميدهاند، هيچكس در جمع اينهمه پر حرفی نمیكرد....
ويليام شکسپير: شکوه دنيوی همچون دايرهای است بر سطح آب که لحظه به لحظه به بزرگی آن افزوده میشود و سپس در نهايت بزرگی هيچ میشود....
مارک تواین: عشق عينک سبزی است که با آن انسان کاه را يونجه میبيند....
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
آب نسبت به فكر ، موسيقي و حتي نوشته ها واكنش نشان مي دهد و اين تحقيقي است كه توسط آقاي ماسارو ايموتو كه ژاپني هستند صورت گرفته است و آقاي فرهنگ به پخش تصاويري همراه با توضيح تحقيقات آقاي ايموتو در اين فيلم مي پردازد.
آدرس سايت آقاي ايموتو :
http://www.masaru-emoto.net/
و بنا به گفته ي آقاي فرهنگ، خانمي هم در ايران هستند به نام خانم حميده بي طرف مشابه اين تحقيقات را انجام داده اند و به نتيجه رسيده اند كه وقتي قرآن براي آب خوانده مي شود، مولوكول هاي آب زيباترين شكل را پيدا مي كنند و تحقيقات ايشان مورد تأييد جشنواره ي خوارزمي قرار گرفته است.
اين هم نقل قول مستقيم مطلبي از سايت آقاي ماسارو ايموتو:
That project is the 99 names of God in Islam. We are hoping to create a photograph book of crystals showing 99 different names of God. Below is a sample of how it looks like. There are 99 of those and we spend two years going through all of them. We formally asked Masaya to edit the design and hopefully the book will be ready within this year. With this I will debut my work in the Islamic world. I feel the increasing need to keep myself physically healthy for this.
http://www.masaru-emoto.net/english/ediary.html#top
ترجمه:
اين پروژه در اسلام "99 نام خدا" ناميده مي شود. ما اميدواريم كه يك كتاب تصويري از كريستال ها چاپ كنيم كه 99 تا از اسامي خدا را نشان مي دهند، شكل زير نمونه اي از اين است كه اين كريستال ها چطور به نظر مي آيند. از اين كريستال ها 99 تا وجود دارند و ما 2 سال از وقتمان را صرف جمع كردن آنها كرديم ، ما به طور رسمي از "ماسايا" درخواست كرديم كه اين طرح ها را دوباره تصحيح كند و ما اميدواريم كه اين كار تا آخر سال به اتمام برسد. با اين امر من اولين كار خود در دنياي اسلام را به انجام خواهم رساند. فكر كنم نياز دارم خودم را از لحاظ جسمي سالم نگه دارم تا بتوانم اين كار را به اتمام برسانم.

توضیحات بیشتر
يك محقق ژاپني با انتشار يافتههاي تحقيقات خود مدعي شد كه مولكولهاي آب نسبت به مفاهيم انساني تأثيرپذيرند.
نظريه اين محقق ژاپني كه تاكنون از سوي مؤسسات علمي فيزيكي و زيستشناسي مورد تأييد قرار گرفته است، مبتني بر بررسي نمونههاي فراواني از كريستالهاي منجمدشده آب و مقايسه آن با يكديگر است.
دکتر ایموتو به آب گفته دوستت دارم وآب رو منجمد کرده و مولکولش رو زير ميکروسکوپ ديده، مولکول بسيار قشنگ بوده، بعد به آب گفته دوستت ندارم. مولکولش بسيار زشت شده. يا به آب گفته اين کارو بکن! مولکول زشت شده، بعد گفته بيا با هم اين کارو انجام بديم و مولکول قشنگ شده. اين موضوع در تمام مجامع علمی دنيا مورد بررسی قرار گرفته و تاييد شده همچنین دانش آموزی به نام حميده بيطرف در ايران به بررسي تاثير انواع صدا و نوشته بر ريزساختار و درشت ساختار مواد مختلف پرداخته و ضمن اشاره به اثر عوامل مذكور بر ساختار مواد در حالت مايع، تاثير آن را در ساختار حالت جامد مواد مختلف مانند يخ، آلياژ قلع، جيوه، نبات و سولفات مس نشان ميدهد. دانهبندي مواد وقتي در حالت مايع در معرض صداي دلنشين، موسيقي آرام و نوشته با مفاهيم خوب قرار ميگيرد، حالت منظم و در مقابل صداي ناهنجار، موسيقي تند يا نوشته با مفاهيم بد حالت نامنظم و در معرض آهنگ مذهبي (صوت قرآن) و نوشتههاي مذهبي منظمترين و زیباترین حالت خود را به دست ميآورد.(منبع)
«ايموتو»، تغييرات مولكولي آب را به وسيله تكنيكهاي عكسبرداري و مشاهده ميكروسكوپي به صورت سند و مدرك درآورده است. به اين صورت كه وي قطراتي از آب را به صورت يخ درآورده و سپس آنها را در يك فضاي تاريك ميكروسكوپي مورد آزمايش كه از قابليتهاي عكاسي برخوردار بوده، قرار داده است. تحقيقات وي، آشكارا تغيير شكل ساختار مولكول آب را به نمايش گذاشته است و اثر محيط بر ساختار آب را نشان ميدهد.
برف، بيش از چندين ميليون سال است كه بر زمين فرود ميآيد و همانگونه كه ميدانيم، هر دانه برف، داراي شكل و ساختار خاص و منحصر به فرد است. با تبديل يخ به آب و عكسبرداري از ساختار آن، شما به اطلاعات باورنكردنياي آب دست پيدا ميكنيد.
«ايموتو» به تفاوتهاي جالبتوجهي در ساختار كريستالي آب دست يافته است كه از منابع گوناگون و شرايط مختلف در روي كره زمين تهيه شدهاند. آبي كه از نخستين محل خود از كوه جاري ميشود و چشمههايي كه جاري هستند، طرحهاي هندسي بسيار زيبايي از الگوهاي كريستاليشده خود ارائه ميدهند. آب آلوده و سمي كه از نواحي پرجمعيت و صنعتي به دست آمده است و آب راكد كولههاي آب و سدهاي ذخيره، به صراحت ساختارهاي كريستالي تغييريافته و برحسب اتفاق شكلگرفته آب را نشان ميدهد.

آب رودخانه سايجو ـ ژاپن

آب رودخانه سانبوئيچي يوسويي ـ ژاپن

يخ قطب جنوب

چشمهاي در لوردز ـ فرانسه

آب درياچه بيواكو، بزرگترين درياچه در مركز ژاپن و آب استخري از ناحيه كينكي، آلودگي بدتر شده است.

آب رودخانه «يودو»ي ژاپن كه به خليج «اوزاكا» ميريزد.
اين رودخانه از ميان بيشتر شهرهاي اصلي در كاسايي ميگذرد.

آب رودخانه «فوجي وارا»، قبل از به جا آوردن دعا و نيايش.

آب رودخانه «فوجي وارا»، پس از به جا آوردن دعا و نيايش.
بنابراين، با توجه به عموميت موسيقي درماني، «ايموتو» تصميم گرفت ببيند، موسيقي چه اثراتي بر شكلگيري ساختار آب دارد. او آب مقطر را ساعتها بين دو نفر كه در حال صحبت كردن بودند، قرار داد و سپس از كريستالهاي آن آب، پس از انجماد، عكسبرداري كرد.

موسيقي هويمتال
آب به صورتي زنده و هوشمندانه به هر يك از احساسات و انديشههايمان پاسخ ميدهد پس ما انسانها که هفتاد درصد وزن بدنمون از آب تشکیل شده باید مراقب اعمال و رفتار خودمون باشیم
نتيجه گيري
- مواد در حالت مايع تحت تاثير موسيقي و نيز عقايد و احساسات اشخاصي كه با آنها سر و كار دارند بوده و به عبارتي تحت تاثيرصداها و محيط اطراف خود هستند.لذا از بررسي شكل ساختار مواد مي توان به سرگذشت آنها پي برد.
- ساختار مواد بسته به نوع صدا، مفهوم نوشته و يا احساسات فرد نويسنده مي تواند تغييركند.
- مواد موجود در دنيا داراي شعور ذاتي بوده و اين موضوع در آيات متعددي از قرآن كريم تأييد شده است.
- حجم بدن انسان را آب تشكيل مي دهد.با توجه به تاثير موسيقي بر ساختار و در نتيجه خواص آب مي توان نتيجه گيري نمود كه انواع صدا مي توانند اثرات متفاوتي را بر انسان به جاي گذارند.اين موضوع با آيه شماره 65 سوره يس قرآن كريم كه حاكي از شهادت اعضا و جوارح بدن انسان در روز قيامت مي باشد مطابقت دارد.در ضمن شايد بتوان يكي از دلايل حرام بودن گوش كردن به موسيقي غنادار را در اين مسئله دانست.
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
اینرو امروز یه جایی خوندم…خیلی جالب اومد به نظرم…گفتم اینجا بزارمش….بلکه ۳ نفر بیشتر بخوننش:
خانم جواني در سالن انتظار فرودگاهي بزرگ منتظر اعلام براي سوار شدن به هواپيما بود.بايد ساعات زيادي رو براي سوار شدن به هواپيما سپري ميکرد و تا پرواز هواپيما مدت زيادي مونده بود ..پس تصميم گرفت يه کتاب بخره و با مطالعه اين مدت رو بگذرونه ..اون همينطور يه پاکت شيريني خريد…
اون خانم نشست رو يه صندلي راحتي در قسمتي که مخصوص افراد مهم بود ..تا هم با خيال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه.
کنار دستش .اون جايي که پاکت شيريني اش بود .يه آقايي نشست روي صندلي کنارش وشروع کرد به خوندن مجله اي که با خودش آورده بود ..
وقتي خانومه اولين شيريني رو از تو پاکت برداشت..آقاهه هم يه دونه ورداشت ..خانومه عصباني شد ولي به روش نياورد..فقط پيش خودش فکر کرد اين يارو عجب رويي داره ..اگه حال و حوصله داشتم حسابي حالشو ميگرفتم .
هر يه دونه شيريني که خانومه بر ميداشت ..آقاهه هم يکي ور ميداشت .ديگه خانومه داشت راستي راستي جوش مياورد ولي نمي خواست باعث مشاجره بشه .وقتي فقط يه دونه شيريني ته پاکت مونده بود ..خانومه فکر کرد..اه . حالا اين آقاي پر رو و سواستفاده چي …چه عکس العملي نشون ميده..هان؟؟؟؟آقاهه هم با کمال خونسردي شيريني آخري رو ور داشت ..دو قسمت کرد و نصفشو داد خانومه و..نصف ديگه شو خودش خورد..
اه ..اين ديگه خيلي رو ميخواد…خانومه ديگه از عصبانيت کارد ميزدي خونش در نميومد.در حالي که حسابي قاطي کرده بود ..بلند شد و کتاب و اثاثش رو برداشت وعصباني رفت براي سوار شدن به هواپيما .وقتي نشست سر جاي خودش تو هواپيما ..يه نگاهي توي کيفش کرد تا عينکش رو بر داره..که يک دفعه غافلگير شد..چرا؟ براي اين که ديد که پاکت شيريني که خريده بود توي کيفش هست .<<.دست نخورده و باز نشده>>
فهميد که اشتباه کرده و از خودش شرمنده شد.اون يادش رفته بود که پاکت شيريني رو وقتي خريده بود تو کيفش گذاشته بود.اون آقا بدون ناراحتي و اوقات تلخي شيريني هاشو با او تقسيم کرده بود
در زماني که اون عصباني بود و فکر ميکرد که در واقع اونه که داره شيريني هاشو اقاهه ميخوره
و حالا حتي فرصتي نه تنها براي توجيه کار خودش بلکه براي عذر خواهي از اون آقا هم نداره
چهار چيز هست که غير قابل جبران و برگشت ناپذيره.
سنگ بعد از اين که پرتاب شد
دشنام .. بعد از اين که گفته شد..
موقعيت …. بعد از اين که از دست رفت
و زمان… بعد از اين که گذشت و سپري شد
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
يكي از مريدان عارف بزرگي، در بستر مرگ استاد از او پرسيد:
مولاي من استاد شما كه بود؟
وي پاسخ داد: صدها استاد داشته ام.
- كدام استاد تأثير بيشتري بر شما گذاشته است؟
عارف انديشيد و گفت: در واقع مهمترين امور را سه نفر به من آموختند.
اولين استادم يك دزد بود. شبي دير هنگام به خانه رسيدم و كليد نداشتم و نمي خواستم كسي را بيدار كنم. به مردي برخوردم، از او كمك خواستم و او در چشم بر هم زدني در خانه را باز كرد. حيرت كردم و از او خواستم اين كار را به من بياموزد. گفت كارش دزدي است. دعوت كردم شب در خانه من بماند. او يك ماه نزد من ماند. هر شب از خانه بيرون ميرفت و وقتي برمي گشت مي گفت چيزي گيرم نيامد. فردا دوباره سعي مي كنم. مردي راضي بود و هرگز او را افسرده و ناكام نديدم.
استاد دوم من سگي بود كه هرروز براي رفع تشنگي كنار رودخانه مي آمد، اما به محض رسيدن كنار رودخانه سگ ديگري را در آب مي ديد و مي ترسيد و عقب مي كشيد. سرانجام به خاطر تشنگي بيش از حد، تصميم گرفت با اين مشكل روبه رو شود و خود را به آب انداخت و در همين لحظه تصوير سگ نيز محو شد.
استاد سوم من دختر بچه اي بود كه با شمع روشني به طرف مسجد مي رفت. پرسيدم: خودت اين شمع را روشن كرده اي؟ گفت: بله. براي اينكه به او درسي بياموزم گفتم: دخترم قبل از اينكه روشنش كني خاموش بود، ميداني شعله از كجا آمد؟ دخترك خنديد، شمع را خاموش كرد و از من پرسيد: شما مي توانيد بگوييد شعله اي كه الان اينجا بود كجا رفت؟ فهميدم كه انسان هم مانند آن شمع، در لحظات خاصي آن شعله مقدس را در قلبش دارد، اما هرگز نميداند چگونه روشن ميشود و از كجا مي آيد.
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
يك روز سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد. شخصي نشست و چند ساعت به جدال پروانه براي خارج شدن از سوراخ كوچك ايجاد شده درپيله نگاه كرد.
سپس فعاليت پروانه متوقف شد و به نظر رسيد تمام تلاش خود را انجام داده و نمي تواند ادامه دهد.
آن شخص تصميم گرفت به پروانه كمك كند و با قيچي پيله را باز كرد. پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما بدنش ضعيف و بالهايش چروك بود.
آن شخص باز هم به تماشاي پروانه ادامه داد چون انتظار داشت كه بالهاي پروانه باز، گسترده و محکم شوند و از بدن پروانه محافظت كنند.
هيچ اتفاقی نيفتاد!
در واقع پروانه بقيه عمرش به خزيدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند.
چيزی که آن شخص با همه مهربانيش نميدانست اين بود که محدوديت پيله و تلاش لازم برای خروج از سوراخ آن، راهی بود که خدا برای ترشح مايعاتی از بدن پروانه به بالهايش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پيله بتواند پرواز کند.
گاهی اوقات تلاش تنها چيزيست که در زندگی نياز داريم.
اگر خدا اجازه می داد که بدون هيچ مشکلی زندگی کنيم فلج ميشديم، به اندازه کافی قوی نبوديم و هرگز نميتوانستيم پرواز کنيم.
اگه پرزنت انداختین و هنوز ورودی نگرفتین
اگه فالوهاتون هنوز نتیجه نداده
اگه مجموعه تون اونجور که باید و شاید کار نمیکنه
اگه همه ی دوروبریاتون منفی میدن . . .
شاید این محدودیتها و تلاشهاتون راهیه تا تجربه ی لازم واسه موفقیت های بزرگ آیندتون رو بدست بیارین .
پس :
بدون ترس زندگی کن، با همه مشکلات مبارزه کن و بدان که ميتوانی بر تمام آنها غلبه کنی...
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
انسان نمی تواند به آسمان نیندیشد!
چگونه میتواند ؟
مگر انسانهایی که عمر را بی چرا به چریدن مشغولند.
و
سر به زمین فرو برده اند
و پوزه در خاک دارند
و غرق در آب
و علف اند.
اینها که گوسفندان دو پایند!
دکتر علی شریعتی
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
كاش آسمان حرف كوير را می فهميد و اشك خود را نثار گونه های خشك كوير می كرد.
كاش دلها آنقدر خالص بودند كه دعا ها قبل پائين آمدن دستها مستجاب می شدند.
كاش مهتاب با كوچه های تاريك شب آشنا تر بود.
كاش بهار آنقدر مهربان بود كه باغ را به دست خزان نمی سپرد.
كاش در قاموس غصه ها ، شكوه لبخند در معني داغ اشك گم نمی شد.
كاش مرگ معناي عاطفه را می فهميد
كاش كاش كاش
_files/drought.jpg)
دكتر علی شریعتی
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
دكتر شريعتی:
خدايا به هر كس كه دوست ميداری بياموز كه:
عشق از زندگي كردن بهتر است .
وبه هر كه دوست تر ميداري بچشان كه:
دوست داشتن از عشق برتر است.
عشق زيبای های دلخواه را در معشوق می آفريند و دوست داشتن زيبای های دلخواه را در دوست میبيند.
عشق يك فريب بزرگ وقوی است و دوست داشتن يك صداقت راستين و صميمی بی انتها ومطلق.
عشق در دريا غرق شدن است ودوست داشتن در دريا شنا كردن.
عشق بينايی ميگيرد و دوست داشتن بينايی ميدهد.
عشق خشن است و شديد ودر عين حال ناپايدار و نامطمئن و دوست داشتن لطيف است ونرم و در عين حال پايدار و سرشار از اطمينان.
عشق همواره با شك آلوده است و دوست داشتن سرا پا يقين است و شك ناپذير.
از عشق هر چه بيشتر می نوشيم سيراب تر می شويم و از دوست داشتن هر چه بيشتر تشنه تر .
عشق هر چه ديرتر می پايد كهنه تر می شود ودوست داشتن نوتر.
عشق نيرویی است در عاشق كه او را به معشوق ميكشاند و دوست داشتن جاذبه ای در دوست كه دوست را به دوست ميبرد.
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
گفتم تو چرا دورتر از خواب و سرابي
گفتي كه منم با تو و ليكن تو نقابي
فرياد كشيدم تو كجائي تو كجائي
گفتي كه طلب كن تو مرا تا كه بيابي
چون همسفر عشق شدي مرد سفر باش
هم منتظر حادثه هم فكر خطر باش
هر منزل اين خاك بيابان هلاك است
هر چشمه سرابيست كه در سينه خاك است
گفتم كه عطش مي كشدم در تب صحرا
گفتي كه مجوي آب عطش باش سراپا
گفتم كه نشانم بده گر چشمه اي آنجاست
گفتي چو شدي تشنه ترين قلب تو درياست
گفتم كه در اين راه كو نقطه آغاز؟
گفتي كه توئي تو خود پاسخ اين راز
چون همسفر عشق شدي مرد سفر باش
هم منتظر حادثه هم فكر خطر باش 

+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
پروردگارا
به من آرامش بده
تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم
دليري ده
تا تغيير دهم آنچه را مي توانم تغيير دهم
بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار كنند
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
اينم درس خوندن منه ديگه يا پاي كامپيوترم يا تلويزيون يا خوابم
دلم خوشه از خونه نميرم بيرون تا درسام رو بخونم
اگه كسی هم بهم كاري بده ميگم من درس دارم
اينم مدل منه ديگه هر چی سعي ميكنم عادتای بدم رو تغيير بدم نميتونم
اگه کسی در این زمینه میتونه منو کمک کنه بیاد یه راه حلی بده ببینم من جه جوری باید این واحدام رو پاس کنم
ممنون
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهان خانه ی جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید:
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف وشب آرام بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا وگل وسنگ همه دل داده به آواز شباهنگ.
یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب آیینه ی عشق گذران است.
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم حذر از عشق ندانم .
سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم!
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم.
باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم نتوانم!
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت.......
اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید
یادم آمد که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم نرمیدم.
رفت آن شب وشبهای دگر هم
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی دیگر از ان کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم.
فریدون مشیری
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
همپای تیک تاک ثانیه های کسالت بار همین جوری بی هدف ساعتای عمرت رو هدر میدی
و
تو زادگاهت تو یه تیکه جا همینطوری وقت میگذرونی
به انتظار یه نفر یه چیز که بیاد وراهو بهت نشون بده
وقتی از آفتاب گرفتن خسته میشی می مونی خونه به تماشای بارون
هنوز جوونی وزندگی درازه وامروز رو هم میشه همین جوری گذروند
اما یه دفعه خبردار میشی که ده سال گذشته و هیچ کس بهت نگفته که کی باید مسابقه رو شروع کنی
و
تو هم صدای طپانچه ی آغاز مسابقه رو نشنیدی که به خورشید برسی اما اون داره غروب میکنه اونوقت بی وقفه می دوی
وباز هم دوباره از پشت سرت در میاد
خورشید همون خورشیده اما تو دیگه سن و سالی ازت گذشته
نفست تنگتر شده و خودت یه روز دیگه به مرگ نزدیکتر
سال به سال روزا کوتاه تر میشه و انگار هرگز وقت پیدا نمی کنی
چه نقشه هایی که میکشی و یا به هیچ جا نمیرسن و
یا به همون صفحه خط خطی کاغذ ختم می شن بعد هم کز کردن تو یه گوشه ی خلوت
و وقت تموم
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
با سلام
بازم امتحانات پایان ترم داره از راه میرسه . منم که همه ی درسهام انباشته شدن مجبورم از این فرجه نهایت استفاده رو ببرم و در عرض دوهفته حجم عظیمی از کتاب های مختلف رو وارد این مغز فلک زده کنم. تو این مدت باید یه عالمه واکنش شیمیایی و فرمول جور وا جور رو از بر کنم تا شاید فرجی شد و از این ترم هم با سلامتی عبور کردیم.
از این به بعد هم به خاطر مشکل فوق دیر به دیر آپ میشم (با عرض معذرت از همه ی دوستان)
در ضمن نیازمند دعای خیرتان در این زمینه میباشیم.

+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
ای جاودانه ترین
آنگاه که عشق زمینی را تجربه میکردم دلم چیزی فراتر میخواست خط بطلان بر تمام آنها کشیدم و
دل در گرو عشق تو سپردم.
نوری از عشق تو مرا در بر گرفت چه عشقی و چه حلاوتی چه نعمتی ....
عشقت را از من دریغ مکن........
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
روزي كه میخواست برود ده بذر گل به من داد و گفت:((این ده بذر را بکار هر وقت جوانه زدند من
برمیگردم))
من آنها را یکی یکی کاشتم و با جوانه زدن هر کدام انگار نور امیدی در دلم روشن میشد اما این یکی
انگار خیال جوانه زدن نداشت ولی من آنقدر عاشق بودم که نمی دانستم یک سنگریزه هرگز جوانه
نخواهد زد
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
روی زمین هیچ چیز پایدار نیست. زندگی مانند شراره ای است که از اصطکاک چوب پیدا شده زمانی روشن می شود و دوباره خاموش میگردد. ولی ما نمیدانیم از کجا آمده و بکجا خواهد رفت.
بودا
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|

هر انسانی مرتکب اشتباه میشود ولی فقط انسانهای احمق اشتباه خود را تکرار میکنند.
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|

اگر انسان به جای باز شدن دری جدید در بالای سرش بتواند یک مرحله ی جدید برای رشدش را ببیند اگر هر یک از ما باور می کردیم که داریم برای تعالی بخشیدن کیهان در درون خویش و توسط خویشتن کار میکنیم در اینصورت یک سرچشمه ی انرژی تازه در قلب کارگران زمین می جوشید و تمام سازمان بزرگ بشریت لحظه ای بر تردید خویش غلبه می کرد و نفسی می کشید و با این توان جدید عمل میکرد.

+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
وقتی انسان در آرامش باشد اگر آهنگساز است باید آهنگ بسازد اگر نقاش است باید نقاشی بکشد و اگر شاعر است باید بسراید. انسان آنچه را در توان دارد باید انجام دهد.

+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
تعالیم و اعتقاداتی که سبب نکبت و بدبختی بشر می شوند سراسر پوچ وبیهوده اند ونیکی هایی که انسان را به سوی اندوه و ناامیدی سوق میدهند همگی کذب و دروغ.
چرا که این مقاصد بشر است که باعث خوشبختی دنیوی او میشود واو را به سوی سعادتی رهنمون میکند که به موعظه ی کتاب مقدس خویش در هر کجا که باشد بپردازد.
آن کس که در زندگی دنیوی خویش قلمرو بهشت را نمی بیند هرگز هم در زندگی اخروی آن را نخواهد دید. ما بسان تبعیدیان پا به این دنیا نگذاشتیم بلکه در کالبد مخلوقی بی گناه به عرصه ی وجود قدم نهادیم تا بیاموزیم چگونه روح جاودانه ومقدس را ستایش کرده در زیباییهای زندگی پی به اسرار پنهانی درون خویش ببریم.
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
کودک که بودم میخواستم دنیا رو تغییر بدم
نوجوان که شدم میخواستم کشورم رو تغییر بدم
جوان که شدم گفتم شهرم رو تغییر بدم
پیر که شدم فهمیدم اگه خودم رو تغییر میدادم میتونستم دنیا رو تغییر بدم
(البته هنوز پیر نشدم پس هنوز وقت دارم خودم رو تغییر بدم. شما چطور؟)
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
بودا می گفت
زندگی رنج است
تولد رنج پیری رنج مرگ رنج
بودن با آنکه دوستش نداری رنج
نبودن با آنکه دوستش داری رنج
از همراهی مهر می آید
و از مهر رنج
و خلاصه هر آنچه دلبستگی می آورد رنج است
پس اگه همسفری چون خود نیافتی چونان کرگدن تنها زندگی کن 
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
شگفتا وقتی که بود نمی دیدم وقتی که میخواند نمی شنیدم
وقتی دیدم که نبود وقتی شنیدم که نخواند
چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سرد و زلال در برابرت می جوشد ومیخواند و می نالد تشنه ی آتش باشی و نه آب
و چشمه که خشکید . چشمه که ازآن آتش که تو تشنه ی آن بودی بخار شد و به هوا رفت و آتش کویر را تافت و در خود گداخت واز زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید تو تشنه ی آب گردی ونه تشنه ی آتش وبعد عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو گداخت
و اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم می زنم که
باهر نفس گامی به تو نزدیکتر میشوم .......
واین زندگی من است
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|
تقدیم به دایره المعارف عشق و آرامش به پروردگارم که اقیانوس بیکران از زیبایی هاست و هر انسانی به قدر همت و خواست خویش از آن بهره مند می شود.
ای دل چو حقیقت جهان هست مجاز چندین چه بری خواری از این رنج دراز
تن را به قضا سپار و با رنج بساز کین رفته قلم زبهر تو ناید باز
سلام
من تو این وبلاگ واسه دل تنهای خودم می نویسم امیدوارم که شما هم از خوندن این مطالب لذت ببرید.
+
نوشته شده در ساعت   توسط ترنم
|